

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 5:01
درست مثل بیماریِ نادری که بینِ هزاران نفر " تنها "یک نفر به آن مبتلا می شود،پیدا کردن کسی مثلِ من که تورافراتر از مرزِ دیوانگی دوست بدارددیگر برایت تکرار نخواهد شد !من فقط " یک بار "در زندگیِ تو اتفاق
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 5:01

تو قول داده بودي :
اين جمله به تنهايي همه غمها و نا اميدي ها رو با هم داره

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 5:01

اين همه چتر در يك باران
اين همه تنهايي در يك شهر .
اين روزا حرف براي نوشتن به اندازه يك كتاب دارم ولي حوصله براي نوشتن هيچي

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 5:01
اكثر آدمها همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنندغافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتیهمان کسی که که هرروز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبيهمان کسی که تو
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 5:01
دلم برای فصل دلتنگی ها تنگ میشه...دلم برای بغض پاییز و نگاه معصومانش تنگ میشه...دلم برای سکوت فصل خزون تنگ میشه...دلم برای اشکای آسمون،که همدم دلتنگيام بود تنگ میشه...دلم برای فصل خسته و زرد تقویم،،،
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 5:01
ديروز غروب كه داشتم بر ميگشتم خونه سر راه كه براي خريد رفتم تو مغازه چشمم خورد به يه سري سي دي كه كنار پيشخون چيد شده بود ، همينجوري كه نگاه مي كردم سي دي شهرموشها به چشمم خورد ، كمي نگاه به جلدش كر
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 5:01
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 5:01
نزديك ولنتاينه
خيليا اون كادوهاي ولنتايناي قبلي و داريد ولي خود طرف نيست
موندن پاي دوست قشنگترين كادو است
اميدوارم به جاي كادو ، دوستي داشته باشيد كه موندن و بلد باشه ...

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00
آهسته گفتم نكند روزي تو را نداشته باشمدستهايم را محكمتر گرفتي.چشم باز كردمنيمه هاي شب بودتنها در خانهو روي صندليبه خواب رفته بودم....
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00
عشق به كسي كه پاسخ احساست را نمي دهدممكن است در كتابها هيجان انگيز باشد
ولي در واقعيت
به شكل غير قابل تحملي خسته كننده است ....

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00
سلام دوستان. امروز با اين كه چند روز از روز زن گذشته تصميم گرفتم يه پست تبريك بزارم براي روز زن. علتش هم اينه كه خانم رهگذر ديدم تو كامنتا نوشته بودن كه براي روز زن يه متن بزارم. اصلا مگه ميشه خواسته
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00


برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00
يه روزايي مثل عيد هست كه آدم دوست داره به بعضي ها تبريك بگه و متقابلا از بعضي ها هم تبريك بشنوه يا بخونه . بعد توي همچين روزي بعضي ها بهت تبريك ميگن كه البته خوشحال ميشي ، بعضي افرادم كه ازشون توقعي ن
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00
کجا باید برمیه دنیا خاطرات تورو یادم نیارهکجا باید برمکه یک شب فکر تو منو راحت بذارهچه کردم با خودمکه مرگ و زندگی برام فرقی ندارهمحاله مثل منتوی این حال بد کسی طاقت بیارهکجا باید برمکه تو هر ثانیم تور
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00
همه از مرگ ميترسن
من از رفيق نيمه راه
![]()
برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 16:00